تبلیغات
بانک اطلاعات روانشناسی - آموزش تربیت فرزندان

بانک اطلاعات روانشناسی
 
تبعیض بین دختران و پسران در دوران کودکی، دختران فریب خورده و پسران گول زننده را راهی جامعه می کند دختران و پسران جوانی که بعد از دوره کودکی از هم تفکیک می شوند بعد از ورود به دانشگاه به دشواری می توانند رابطه دو انسان برابر و آزاد را ایفا کنند.

دکتر سیامک زندرضوی جامعه شناس عضو هیئت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان در خصوص علل و پیدایش اینگونه روابط گفت: هنگامی که فردی متولد می شود دارای خواهر و برادر است و از بدو تولد با هم تعامل دارند. در دوره ی کودکی تمایزهای جنسی به وجود می آید که جالب و مورد توجه است و باعث کنجکاوی کودک می شود و این کنجکاوی باعث افزایش دامنه ی این تعامل ها می شود. نکته مهم این است که سلامت جنسی آن ها چگونه شکل می گیرد و چگونه تنظیم می شود. اولین نکته به خانواده برمی گردد اینکه محیط خانواده چقدر برای تربیت فرزندان آمادگی دارد. در خانواده نقش ها باید مشخص و تعریف شده باشد به طوری که دختران احساس نکنند جنس دوم هستند بلکه احساس کنند که با پسران برابر هستند.

وی افزود: اگر انسان ها احساس بکنند که براساس غرایز جنسی شان دسته بندی می شوند و پیامد آن پاداش های متفاوتی وجود دارد یعنی دختران دارای منزلت کمتری می شوند، بذری کاشته می شود که در نوجوانی ممکن است محصول خوبی به بار نیاورد. اولین قدم در سلامت جنسی جوانان خانواده است . جامعه باید با اسناد، مدارک و کتب ترجمه شده والدین را به آموزش های پیش از دبستان برای فرزندانشان تشویق کنند. عموما در مهد کودک ها مربیان توجه دارند که نابرابری جنسی را کمرنگ کنند و خانوده ها هم باید آموزش ببینند و بیاموزند که تفاوت جنسی نباید به صورت نابرابر باشد.اگر تفاوت جنسی به صورت نابرابر باشد دختران خودشان را کمتر از پسران باور می کنند، در حقیقت اعتماد به نفس دختران کاهش می یابد و کاهش اعتماد به نفس می تواند آن ها را به سمت رفتار برده وار سوق دهد. رفتاری که هر منبع قدرتی می تواند بر آن ها اعمال قدرت کند و آن ها را فریب دهد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: بنابراین برای اینکه از این وضع خارج شویم و دخترهای فریب خورده و پسرهای گول زننده و اهل سوء استفاده از جایگاه جنسی نداشته باشیم جامعه باید آموزش والدین را همزمان با تولد فرزند در دستور کار قرار دهد. همان طور که نهاد سوادآموزی و بهزیستی داریم بایستی یک نهاد آموزشگر والدین داشته باشیم. در حالی که هیچ کس فکر نمی کند که برای پدر و مادر شدن باید آموزش علمی ببیند که در آن آخرین دیدگاه های روانشناسی اعمال شده باشد. بچه ها را باید  در محیط جمعی وارد کرد و آن ها را نباید در گلخانه و قرنطینه نگه داشت و بهترین محیط قبل از دبستان، مهدکودک ها هستند.

دکتر زندرضوی درخصوص ضرورت وجود روابط میان پسران و دختران عنوان کرد: به نظر من این روابط باید وجود داشته باشد به شرط اینکه حرمت ها و مرز حریم ها نگه داشته شود این روابط در دوره ی نوجوانی به دو صورت وجود دارد. از یک طرف یک نیاز کاملا زیستی و از طرفی کاملا اجتماعی است. نیاز زیستی به این صورت که تمایل به جنس مخالف بر پایه ی اصل ادامه زندگی وجود دارد (تمایل مثبت) و نیاز اجتماعی نیز اگر دختران و پسران خوب تربیت شده باشند می توانند در کارهای دسته جمعی مکمل هم باشند. به نظر من مختلط بودن مدارس پس از آموزش وسیع خانواده ها قدم بعدی است. اینکه مدارس مختلط در جامعه ما محکوم می شود به این علت است که آموزش در خانواده ها به فراموشی سپرده شده است و در خانواده ها پسران به عنوان جنس اول و دختران به عنوان جنس دوم آموزش می بینند و طبیعی است که این مخاطره انگیز است. پس برای اینکه از چنین وضعی جلوگیری شود باید بتوانیم رقابت های سالم را مبتنی بر برابری جنسیتی در مدارس تمرین کنیم. به عنوان مثال ما در سطح شهر کرمان و در سطح مدارس راهنمایی، مدارس مختلط داریم. سه یا چهار سال پیش در ایل کهوری در ناحیه شهرستان بافت امکان فرستادن بچه ها به مدرسه ی راهنمایی وجود نداشت به درخواست من و بزرگان این ایل و تعهدی که به آموزش و پرورش دادیم مدرسه ی مختلط ایجاد شد و خوشبختانه در این چند سال شاهد هیچ اتفاق ناخوشایندی در این مدرسه نبوده ایم. وی تصریح کرد: عکس این قضیه یعنی اگر دختر و پسر جداسازی شوند تصور جنسی برتری مرد و ناتوانی زن به وجود می آید و دختر و پسر به اصطلاح قدیم به آتش و پنبه تبدیل می شوند.

آتشی که قدرتمند است و پنبه ای که ناتوان است و نتیجه ی آن دختران فریب خورده و پسران معترض که حق دیگران را زیر پا می گذارند و دست به تعرض می زنند.

این جامعه شناس در پاسخ به این سئوال که آیا اینگونه روابط خدشه ای در زندگی آینده این افراد به وجود می آورد یا نه گفت: مسلما در زندگی آینده تاثیراتی را به وجود می آورد ما در محیط دانشگاه نمونه های آن را می بینیم. دختر و پسرهای جوانی که بعد از دوره ی کودکستان از هم تفکیک شدند، بعد از ورود به دانشگاه به دشواری می توانند رابطه دو انسان برابر و آزاد را ایفا کنند و برای همین سوء تفاهم ها در سال اول دانشگاه میان دختران و پسران دانشجو به فراوانی دیده می شود و حتی ازدواج هایی که بسیاری به شکست می انجامد در میان دانشجویان جوان بسیار مشاهده می شود که علت آن عدم تمرین ایجاد رابطه برپایه برابری ، انسانیت و دوستی عمیق و درک متقابل است. وی تاکید کرد: متاسفانه دختران بیش از اینکه به جنبه های انسانی پسران توجه کنند بیشتر به شکل ظاهر و وضع درآمد برایشان مهم است که هر دو لازمه زندگی هستند اما کافی نیستند. پسرها به لحاظ زیبایی و جلب توجه شان به دختران علاقمند می شوند این ها هم لازم است اما اصلا کافی نیست.

دکتر زند رضوی در مورد اینکه چه کسانی در این روابط مقصر هستند گفت: به نظر من در درجه اول نظام آموزشی کشور ما که حق آموزش پیش دبستانی تمام شهروندان را به رسمیت نشناخته و برایش امکان فراهم نکرده است و آموزش والدین را هم به عنوان یک آموزش غیرضروری به فراموشی سپرده است. با این پیش فرض نادرست که هر انسانی به صرف اینکه بالغ شود می تواند در نقش پدر یا مادر ظاهر شود در حالی که همین جامعه نمی پذیرد بدون یک آموزش کافی، رسمی و بدون گواهینامه فرد حق راندن یک اتومبیل را داشته باشد اگر انسانی خود را جنس دوم تلقی کند و یک زندگی معمولی هم داشته باشد در زندگی شکست می خورد سلامت جنسی، برابری جنسی، اعتماد به نفس کافی سه اصلی زندگی هر شهروندی است و اگر این آموزش ها را علمی، دقیق و مستمر دریافت کند هیچ وقت روابطی مبتنی بر دورویی و فریب پیدا نمی شود.




طبقه بندی: آموزش تربیت فرزندان، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 اسفند 1389 توسط حمید رضا
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ